خرید بک لینک
خداي من خداي مهربون و بزرگ و دوست داشتنيه من....چرا بعضي وقتا نميتونم بفهمم كجاي زندگيمي  چرا بعضي وقتا فك ميكنم از داشتن اين همه بنده گيج و سردرگم شديچرا فكر ميكنم ديگه نميدوني چه دردي رو به كي ندي؟؟دردفلج بودن بزرگترين و وحشتناك ترين واژه ايه كه توي عمرم شنيدمخدايا اين كارو نكن....التماس كردن بهت فايده ايي هم داره؟؟يا اونقد بالا نشستي كه حتي صداي ما رو هم نميشنوي؟؟خدايا معجزه كناين وحشتناك ترين تنبيه دنياس....روزها و شايد سالهاس كه خودم را گم كرده ام هرچه گشتم لاي خاطرات قديم زير دردهاي گذشته

برچسب: نویسنده: کیان صفری تاريخ: سه شنبه 7 مهر 1405 ساعت: 1:40

عازم یک سفرم سفری دور ودراز تا به جایی نزدیک از خودم تا به رضا، به رضایی که رضایش خشنودی اوست او که از عطر گل پیچک ویاس سرشار است،او خداوند من است در پناهش، عازم یک سفرم سفری سوی خراسان رضا،شهری از جنس طلا من دلم آرام است،من پراز عشقم وشور می روم پیش غریبی آشنا،او که سلطان دل خوبان است. می پذیرد هرکس؛ارمن وگبر ویهود من دلم می خواهد چو کبوتر آزاد، پرکشم تا بر دوست در جوار خورشید آشیانی کنم از عشق وامید عازم یک سفرم سفری تا به دروازة عشق ودوستی خواهم از

برچسب: نویسنده: کیان صفری تاريخ: سه شنبه 7 مهر 1405 ساعت: 1:40

صفحه بندی